بیدلیل نیست که «مایا آنجلو» در آستانهی 85 سالگی مرگ را مضحکه میکند. این زن سیاهفام آفریقایی – آمریکایی نمادی است از آنچه مردم آمریکا به نام تغییر به آن اقبال نشان دادند و بر کرسی نشاندند. اما شعر «سرکشی» از آن جهت قابل اعتناست که پردههایی پیرامون دیدگاه ما نسبت به ادبیات و شعر امروز غرب را پس میزند. دیدگاهی که اغلب با گیجی و سوءبرداشت همراه است و یا با مغناطیس «ادبیات کدر» به آغوش کشیده یا به چوب «کممایگی» رانده میشود. ترجمهی این شعر به تمام سالکان وادی امید و پایکوبی و تمام آنها که همچنان شور زندگی را میپایند تقدیم است. اصل شعر را اینجا ببینید.
عزیزم!
در چه دنیایی دیگر
میتوانم لبانت را بازشناسم؟
کجا
دستان و قند مکرّر خندهی هتّاکت
را بپرستم؟
ضمانتی نیست
در دنیایی دیگر
در آیندهی بیتاریخ!
باز ببینمت
تنم به شتاب خاسته
تا بیعهد
یک بار بیشتر همآغوشی کنیم
تا به مرگ تمکین نکنم!

0 یادداشت شما:
ارسال يک نظر